قافیه های درد - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 16:50
قافیه های درد .. اگر توفیری بود از نردبان شب پای بر بام دلم بگذارتصویری از وخامت حالم افتاده بر کف ترک خورده ی سلولی انفرادی !وحدود پیکری بهم ریخته روی زمیـن کشیده میشود. این منم کهقافیه های درد به استخوانم رسیده اندواز هیچ دستی مرهمی ندیده اند. .....و یکروز میرسد اگربراین گذرگاه، مسیرتان افتاد،دیگر...
تصمیم کبری! - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 16:50
تصمیم کبری! ‍ تصمیم آخر کبری در خاطره ها ماند در پشت دامنه ای سرد و مه آلود! تا وقتی دستمان در جیب است این همه رویداد تلخ شبیه قصه یا روزنامه هاست که ناخوانده ورق میزنیم ...از چشم حسرت بار رنج که در تاول دستی پینه بسته می غلطد ما هیچ نمیدانیـم! شب پرسه های مردی ترک خورده که در ایستگاه این زندگی شرمن...
کودکانه های پرپرشده - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 16:50
"برای کودکانی که کودکیهایشان پرپر شد و ...!"به چشمان پر اندوه و مضطرب چگونه جهانی اینچنین با مردمانش دروغ میگویند!؟ به روئیدنی دوباره اندیشیدن از اینرو اتفاقی فناست . هیچ کودکی با آئین قبیله ی آدمی الفتی نیافت و این بیشه زاران در خوف و تاریکی خزیده اند تا نبوغ زشت و آلوده ی اذهان منحرف در وادی بی به...
#زخ - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 16:50
#زخ ‍ بکوش تا رنج دوست داشتن بعضی هارو فراموش کنیشاید چنین بدعتی به ذوقتان برمیخورد ولی به یاد داشته باشرهگذار عمرتلخی ها نه در تقویم نقطه ی اتمام داشت و نه تقدیــر براین پیشانی مایوس سطری تازه برای نوشتن داشت ..! روزگارمان سر میشود با حکایت زخم هایی که هرگز خوب نمی شوند . بغضی مشت شده در گلو باشد و...
- تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 15:06
نمی دانم انگشت رنجه های شما با کدامین دستور نگارش دلبری می کنند؟! خاموش و خنثی از کنار محنت دیگران بی غمانه میگذرید...!؟ ما از جهان اضطراب فروتنانه می پوسیم بااین همه درد که چون بذری پاشیده اند زمین راآری،  دیگربردباری،  تعادل هر قاعده را برهم میزند.رنج گرسنگی در کتابها خواندن از پشت پنجره، تماشای ز...
#مرگ_باورها - تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 19:18
دنیا که فراموشی اش اینروزهـا زیادتر شدهدراین بازی نابرابر فرقی نمیکند ستاره ی میدان باشی یا که نیمکت نشین ذخیره ها تابوت ظفر بر شانه های سایه ای تبهکار حمل میشود!باری، از این سرجوخه های بی تفنگ نشا
#زندگی_تا_اطلاع_ثانوی_تعطیل_است - تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 19:18
این حجم خستگی باهر تراز و گونیا اندازه نگردد حتی حساب عمری که چنین در تباهی و سیاهی ایام دست به دست میشود! خوابی که تعبیرش چنین بود...وآخر سراین ماجرا کار ، دست مردمان داد و دل پیچه ی اشباح بهانه گ
#مریم_های_عاصی - تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 19:18
فراموش نکن، همیشه کسانی هست که برایت سنگ تمام گذاشته انددرست، اندازه ی سنگی که بر مزارمان قاب میکنند. فرقی ندارد، زندگی تراژدی همین تصاویر تلخ است وما مرگ را به موازات چگونه زیستن در اشکالی مختلف تجرب
#در_خانه_بمانیم - تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 19:18
u200d سینه ی چاک زمین هم رزم سرفه های خشکیده میرود با چهره ی غمگین آسمان عکسهای سلفی بگیـرد.پای برگه های تاریخ، اشتباه بشریت امضا شده است سخت است که این ژست ترک خورده ی آدم به شکل عادی اولیه برگردد.ما ف
اتفاقی_زیادی_منم - تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 12:31
اینجا همیشه چیزی که نباید اتفاق بیفتد، میفتد! اینجا مدام سایه ای تورا می پاید و تو می پنداری؛ حواس یک نفر پیش توست تا زمیـن نخوری ... اما چنین نمیشود که باور داری، این شعاع باورما تحت غمبادهای مجهول ر
#گلستان_را_دریابید - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:50
u200d پهنـاور این خـاک سـتمدیده زخمی پر و فریادرسی نیستسیلی خور دوران شده این شهرسیـل "آق قلا" برد و کسـی نیست!#دومان_پاشـا#گلستان_را_دریابید#غم_سیلاب_آق قلا
#تسلیت_ایران_من - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:50
u200d بی گمـان آمده بودی پاک سـازی خاکمان راهم درین فرصت بشویی صورت ناپاکمان راچاره گـردانم نبودی، اندکی از دردمـان را واژگون کردی سرای کودکم را لاکمان را#دومان_پاشـا#تسلیت_ایران_من
#ابری_تر - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:50
u200d ابری تر ازاین شرجی ایام غریبییک تکه پریشانی نمناکطفیلی شده بر ساحل چشمان غم انگیز!و چه غمناکی تلخی ست که هرشاخه ی خشکیده ازاین باغبسی خاطره گردیدپرستوی سفرکرده ی مارا. #دومان_پاشـا
#صدسال تنهایی - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:50
u200d تورا نمی دانم امابرای من که تن به سازش نمی دهم هزار وصله ی ناجور در آستانه ی بافندگی ست...تورا نمی دانم اما سراغ هر بهانه هم که میروم تمام من کتابچه ای میشود و لابلای تردیدها ورق میخورددر تلاطم بی و
#لانه سرنگون - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:50
با مرور این همه زخم هنگام که درمی یابی داستان زندگی گاهواره اش آرام و قراری هیچ نیافتـه، دیگر با چون منی ؛ لانه سرنگون صحبت تلخ پرواز نکن . ببین چگونه به انقراض رسیده اند !حتی مردگان نیـز تعلق به خوی
#صدچهره - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:50
تو ازاین یاس پرپرشده که چندی ست گلدان طاقتش شکسته چه می دانی؟ تو ازاین فرورفته در اندوهی غریب! که اینگونه مانده تنهابی پناه و دلخسته چه می دانی؟ به تفاهمی که در اندرون حقیقت ندیدم هزاران دفعه سوگنـد ؛
#کهنه_عشق - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:50
u200d از رنج شکنجه گری فاسد برتن مغموم یک بیگناه تا غم سنگین کهنه عشقی ابراندود خوابیده بر یقه ی پیراهنـم برگی جدا از سـرتقویـم افتاده کناری.آه، ومنـم این سرگیجه ی مزمن بر پیکره ی عمری که تلاطم زده بود از لحظه ی آغاز.#دومان_پاشـا
#زبان_زخم - تاریخ: 1397/12/25 ساعت: 16:24
u200d به زخم های عمیق و کهنه امکهغبار اندوه می نشیندمیان این همـه"تن" چه غمگنانه می یابمتمام تنهایی دست نخورده ام رااینجاست که تعادل زندگی بهم میخوردوقتیکنار من هستید و خیالتان پیش دیگری#دومان_پاشـا
رسالت ادمی - تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 10:07
هرگز نگاه رنجور دلشکسته عابری را در کوچه پس کوچه های این ایام سخت و تنگ ازخویش مرنجانید.هرگز دست لرزان و سرمازده ای را در تنگنای این روزگار تلخ بی کسی از گرمای مهرتان دریغ نسازید.پیش از من و تو هم قصه
بغض هایی بی بهانه - تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 10:07
u200d در چنین جزیره ی متروکزخم هایی بی امانپشت دروازه ی دل صف کشیده اند!کوچه اش بیراهه ای تاریکنقش اندوهی فراوان پای دیوارقد کشیده اند.و هسـت؛یک فرسـنگ غصـه ، بی همدم.لابلای اینچنین دردی غریبیه دنیـا گریه ، بی شـانه دلـم، تکـه ابری پاره پارهدر گلویم بغض هایی بی بهـانه .. #دومان_پاشـا