قافیه های درد .. اگر توفیری بود از نردبان شب پای بر بام دلم بگذارتصویری از وخامت حالم افتاده بر کف ترک خورده ی سلولی انفرادی !وحدود پیکری بهم ریخته روی زمیـن کشیده میشود. این منم کهقافیه های درد به استخوانم رسیده اندواز هیچ دستی مرهمی ندیده اند. .....و یکروز میرسد اگربراین گذرگاه، مسیرتان افتاد،دیگرتا شعر رهایی فاصله ای نیست حواست را به هذیان جمجمه ها ارزانی مکندریاب مشتی تپنده در سینه را. #دومان_پاشـا
برچسب:
نویسنده: هیراد یزدانی
تصمیم کبری! تصمیم آخر کبری در خاطره ها ماند در پشت دامنه ای سرد و مه آلود! تا وقتی دستمان در جیب است این همه رویداد تلخ شبیه قصه یا روزنامه هاست که ناخوانده ورق میزنیم ...از چشم حسرت بار رنج که در تاول دستی پینه بسته می غلطد ما هیچ نمیدانیـم! شب پرسه های مردی ترک خورده که در ایستگاه این زندگی شرمنده از گرسنه کودکان منتظرمثنوی درد را فریاد میکشـد. ما سالخوردگان طاعون زده را در بی همه زیستن درمان داده اند! تردید نکن،از انقراض نسل آدمی، دنیا به آسایشی ابدی خواهد رسیـد. ما به روزگار سیاهی نشس
برچسب:
نویسنده: هیراد یزدانی
"برای کودکانی که کودکیهایشان پرپر شد و ...!"به چشمان پر اندوه و مضطرب چگونه جهانی اینچنین با مردمانش دروغ میگویند!؟ به روئیدنی دوباره اندیشیدن از اینرو اتفاقی فناست . هیچ کودکی با آئین قبیله ی آدمی الفتی نیافت و این بیشه زاران در خوف و تاریکی خزیده اند تا نبوغ زشت و آلوده ی اذهان منحرف در وادی بی بهایشان بذرافشانی کنند ... به هر کرانه هم که مینگریم قدمگاه این سایه های آفت و تباهی به جغرافیای مرموزی مبدل شده است! ای دسیسه های پنهان، از جوار آشیان کودکان معصوم مان دور شوید. ای پدیده های کثیف عصیان
برچسب:
نویسنده: هیراد یزدانی
#زخ بکوش تا رنج دوست داشتن بعضی هارو فراموش کنیشاید چنین بدعتی به ذوقتان برمیخورد ولی به یاد داشته باشرهگذار عمرتلخی ها نه در تقویم نقطه ی اتمام داشت و نه تقدیــر براین پیشانی مایوس سطری تازه برای نوشتن داشت ..! روزگارمان سر میشود با حکایت زخم هایی که هرگز خوب نمی شوند . بغضی مشت شده در گلو باشد و مدام سراغ کسی را برای تکیه دادن بگیری..! شایداین برکه زار آرمان پریده تنهایی اش در سایه ی شمشادها خزیده است .حس خاموش و نفسگیـر ، قرار از کف آدمی خواهد ربود وقتی بلـد نباشیـم زبان حال هم را بفهم
برچسب:
نویسنده: هیراد یزدانی
برچسب:
نویسنده: هیراد یزدانی
برچسب:
نویسنده: هیراد یزدانی
برچسب:
نویسنده: هیراد یزدانی
برچسب:
نویسنده: هیراد یزدانی
برچسب:
نویسنده: هیراد یزدانی
برچسب:
نویسنده: هیراد یزدانی
سیلی خور دوران شده این شهر
سیـل "آق قلا" برد و کسـی نیست!
#دومان_پاشـا
#گلستان_را_دریابید
#غم_سیلاب_آق قلا
برچسب:
نویسنده: هیراد یزدانی
هم درین فرصت بشویی صورت ناپاکمان را
چاره گـردانم نبودی، اندکی از دردمـان را
واژگون کردی سرای کودکم را لاکمان را
#دومان_پاشـا
#تسلیت_ایران_من
برچسب:
نویسنده: هیراد یزدانی
u200d ابری تر ازاین شرجی ایام غریبی
یک تکه پریشانی نمناک
طفیلی شده بر ساحل چشمان غم انگیز!
و چه غمناکی تلخی ست
که هرشاخه ی خشکیده ازاین باغ
بسی خاطره گردید
پرستوی سفرکرده ی مارا.
#دومان_پاشـا
برچسب:
نویسنده: هیراد یزدانی
برچسب:
نویسنده: هیراد یزدانی
برچسب:
نویسنده: هیراد یزدانی